محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

552

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

انتظام يكى از امراى عدالت پرور سياست گستر سپارند و قبل از وصول جنود ظفر ورود به آن حدود ، امارت و شجاعت دستگاه مهديقلى خان به آن نواحى رسيد . مقارن نزول او ، آوازهء وصول سپاه ظفر پناه شاهى نيز بسمع مبارك رسيد و از استماع اين اخبار ، اقدام ثبات و قرارش بزلازل رعب و خوف متزلزل گشته از اقدام بمراسم حرب و ستيز متقاعد گرديد و روز ديگر علامات سپاه نصرت دستگاه ظاهر شده ، امارت پناه مهدى قليخان به لوازم استقبال قيام نمود « 1 » و باتفاق ، به يك منزلى دزفول آمده خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه به اوج ماه برافراختند و امير بدر الدين با اتباع ، به يمن توجه پادشاه فريدون اساس ، از تنگى و احتباس « 2 » خلاص شده به تهيهء اسباب پيشكش و مهمانى پرداختند و امير مبارك ، طوعا او كرها ، تحف و هداياى ملوكانه ترتيب داده با اقامت بىنهايت به خدمت اركان دولت قضا صولت فرستاد و اظهار يكجهتى و اخلاص به منتسبان بارگاه سلاطين پناه كرده الطاف و اعطاف خسرو كسرى اوصاف را مفر و مناص خود ساخت و اركان سلطنت قاهره ، قاصدى زبان دان نزد او فرستاده پيغام كردند كه اگر چنانچه تو در طريق مخالصت و مصادقت ثابت قدم و راسخ دمى و از منهج طغيان و سركشى اعتساف نموده در شيوهء وفا و حقيقت محكمى ، چرا بر مخالفت فرمان همايون اصرار مينمائى و بلده‌اى كه نواب كامياب ، به ولد امجد توشفقت فرموده به تصرف او نمىگذارى ؟ معهذا لشكر بر سر او كشيده ابواب جدال و قتال مىگشائى و با وجود اين مقدمات صلاح روزگار تو در اينست كه الحال از ظاهر دزفول ، بىوقوع جنگ و جدل برخيزى و زياده ازين غبار فتنه و كينه نينگيزى و امير مبارك شاءام ابى ، از ظاهر دزفول برخاسته به خطهء حويزه نقل كرد و دزفول را به امير بدر الدين گذاشته لواى حكومت او را در آن ملك برافراشتند .

--> ( 1 ) - م . نموده ( 2 ) - م : اخلباس